رهایی از نفرین نفت

دکتر سیدعماد حسینی رئیس هیئت مدیره شرکت نفت خزر

سال های سال است که کشمکش بر سر «نعمت» یا «نقمت» بودن «نفت»، همچنان در ادبیات اقتصادی و توسعه ایران، ادامه دارد. تجربه زندگی یک قرن و نیم اخیر با نفت در سطح جهانی نشان داده است که این سیاه ذی قیمت، به خودی خود نه طلاست و نه بلا. شماری از کشورها، از ایالات متحده آمریکا گرفته تا نروژ، از منابع نفتی به خوبی در خدمت توسعه و رفاه مردمان خود استفاده کرده اند و در عوض، شمار بیشتری از کشورها، به خصوص در خاورمیانه و آفریقا، ناتوان از بهره مندی از مواهب آن، گرفتار انبوهی از معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هستند. آنچه در ادبیات اقتصادی دهه های اخیر باعث «نفرین» نامیدن نفت شده، استفاده ناصحیح  شماری از دولت های جهان سوم از این حامل با ارزش انرژی در روند توسعه و توانمندی کشورها بوده است.

رنج بیش از یک قرن و یک دهه «نفتی بودن» و زندگی آمیخته با نفت، اگرچه دشواری  ها و مصائب بسیاری را در مسیر ناهموار توسعه ایران و رفاه ایرانیان پدیدار ساخته، اما بعد از گذشت 109 سال از فوران نفت و گرامیداشت شصت و هشتمین سالروز ملی شدن صنعت نفت، ضروری است با استفاده از دیدگاه های اندیشمندان، صاحب نظران و کارشناسان عرصه ها و گرایش های مختلف سیاسی، ضمن آسیب شناسی نفت و بررسی ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آثار آن بر تجربه یک قرن زندگی ایرانیان با نفت، برای سال های آینده و آینده ایرانیان، راهی تازه و رویکردی نو گشود.

اگرچه برگ‌های تاریخ معاصر ایران، 109 سال است که با نفت و صنعت نفت عجین شده، براساس برآورد کارشناسان، بیش از یکصد سال دیگر نیز باید شاهد زندگی ایرانیان با نفت باشیم و خود را برای گذران یک قرن دیگر زندگی با نفت، آماده کنیم و راهی جز این در پیش رو نیست. هرچند ایران نیز می‌توانست همانند برخی کشورهای موفق دیگر از انبوه درآمدهای ارزی خود در راه گذار به «اقتصاد پسانفتی» به خوبی استفاده کند، اما پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی،  شوربختانه کشور بیش از بیش در گرداب اقتصاد نفتی فرو رفته است. هزینه کرد حدود ۱۴۰۰ میلیارد دلار عواید ناشی از محل صادرات نفت خام، به جای چرخاندن سریع تر چرخ های توسعه و پیشروی به سوی اقتصادی متنوع و پیوستن به باشگاه قدرت‌های نوظهور، ایران را بیشتر از هر زمانی به رانت نفتی معتاد کرد و ردیف های بودجه و رفت وآمدهای بازرگانی خارجی‌ را زیر سلطه طلای سیاه قرار داد و بدین ترتیب، فرصت‌های بسیار گران بها برای رهایی از «نفرین نفت» از دست رفت تا اقتصاد ایران همچنان «نفت محور» باقی بماند.

اگرچه در شرایط کنونی سایه شوم تحریم ها همچنان نیز بر بسیاری از بخش های اقتصادی ازجمله صنعت نفت ایران سنگینی می کند،  اما این نکته را باید پذیرفت که دلارهای نفتی، هنوز هم مهم ترین منبع برای تامین درآمدهای ارزی کشور است که اگر اینچنین نبود، بحث بر سر میزان قیمت جهانی هر بشکه و سهم برخورداری بودجه های سنواتی از سفره نفت، تا این اندازه مناقشه‌برانگیز و طولانی نمی شد و شئون مختلف زندگی و معیشت ایرانیان را تحت تاثیر قرار نمی داد.

هرچند در روزگاری که تولیدکنندگان نفت، روزهای سخت و نفس گیری را  پشت سر می گذارند، اما عواید نفتی، همچنان تامین کننده اصلی درآمدهای ارزی ایران است. چاه ویل «امور جاری» در ردیف های هزینه ای و عملکرد تمام دولت های بعد از پیروزی انقلاب، به قدری عمیق شده که جایی برای چالة نفت و توسعه آن باقی نمی ماند و اداره بهینه صنعت نفت در چندسال گذشته با اما و اگرهای فراوانی مواجه شده است. میدان های مشترک ایران مدت های طولانی معطل سرمایه و فناوری بوده و همچنان نیز هستند، نسل جدید قراردادهای نفتی که با نقدهای فراوانی نیز مواجه بود، راهگشا نشد و همچنان معطل تامین مالی انبوهی از طرح های برزمین مانده د سراسر صنعت نفت هستیم؛ غافل از آنکه درآمدهای نفتی سرشار که برای سالیان متمادی، سایه روشن‌هایی از اقتصاد رنجور کشورمان را گشاده دستانه تغذیه می کرد، اما چرخ نفت این روزها لنگ می زند.

رهایی از اوضاع کنونی و بازآفرینی کارکردی عقلانی تر از «مزیت نسبی» بهره مندی از ذخایر فسیلی و تجدیدناپذیر انرژی و تبدیل آن به «مزیت  رقابتی» و ثروت پایدار برای آیندگان، اگرچه گذر از مسیری صعب و پرپیچ و خم را طلب می کند، اما به هیچ روی دست نیافتنی و غیرممکن نیست. برای نیل به این مقصود و رهایی تار  وپود اقتصاد بیمار ایران از چنبره «طلای سیاه» عزم و اراده ای همگانی نیاز است. هرچند میان تصمیم گیران و تصمیم سازان، کم‌شمارند افرادی که میل به اظهارنظر مستقیم و واقعی در این باره داشته باشند، اما باید بر این موضوع تاکید داشت که نفت و درآمدهای حاصل از آن، «امانت» نسل امروز و نسل های بعدی در دستان دولت مردان است و آنان باید بدانند که صاحب نفت، «ملت» است و نه «دولت»!

ملی شدن صنعت نفت اگرچه تصمیمی بود که تکانه‌های شدید آن تا مدت ها تداوم یافت و به کودتای 28 مرداد نیز ختم شد، اما آنچه باید این اتفاق را تاریخی می کرد، هنوز رخ نداده است؛ چه هنوز جامعه و سیاست ایران درگیر نفت مانده و اقتصادش نیز از نفرین نفت، رهایی نیافته است. هنوز پول های حاصل از فروش نفت، خرج امور جاری می شود و یک سر بحث ها همچنان به اتفاقات تاریخی بازمی گردد.

درحالی که 68 سال از 29 اسفند 1329 تاکنون می گذرد، اما گذار از 6 دهه زندگی با خاطرات و واقعه ای به نام «ملی شدن صنعت نفت ایران»، این پرسش را همچنان در اذهان تداعی می کند که آیا صنعت نفت ایران، در واقعیت نیز ملی است؟

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن